معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - سرمقاله
سرمقاله
مقام معظم رهبرى (مد ظلّه العالى) سال ١٣٨٦ را سال اتحاد ملى و انسجام اسلامى ناميدهاند. اين نامگذارى را به فال نيك مىگيريم و اميدواريم به بركت آن، موانع وحدتِ فراگير و مقتضيات اتحاد و انسجام، به عزم ملت و دولت اسلامى بر طرف گردد و همانند دوران آغاز انقلاب، وحدت و همبستگى ملت، بسيار عميق و مستحكم شود و تحول تازهاى در پيوند امت و مجموعه حكومت رخ بگشايد.
نگارنده به پاس اهميت اين پيام، در اين مقال بر آن است تا «اتحاد ملى» را كنكاش و بررسى كرده و «انسجام اسلامى» را به شماره بعدى موكول نمايد تا حق هر دو فراز به شايستگى ايفا گردد.
مفهوم فراز اول پيام؛ يعنى «اتحاد ملى» به نظر روشن مىنمايد. تمام كسانى كه از اين آب و خاك برخاسته و در اين سرزمينِ گسترده يا خارج از وطن زندگى مىكنند، به ايرانى بودن خود مىبالند. به همين دليل تابع هر دين و مسلك و در هر رتبه و مقامى كه باشند، بايستى در راستاى منافع ملى و براى سرافرازى كشورشان دست به دست هم بدهند و ايرانى آباد، آزاد، مستقل، پيشرفته و الگو براى ساير كشورها و ملتها بسازند و بيوقفه در تمام عرصهها تلاش كنند تا در تمام شئون سياسى، اقتصادى و فرهنگى، ايران را به خودكفايى برسانند.
هنگامى كه با تمام وجود باور كرديم همگى از يك نسل و زادگاهيم و از يك پدر و مادر متولد شدهايم و تمدنى كهن و آيين تاريخى مترقّى و ماندگارى داريم، بايد براى سربلندى هموطنان و همكيشان خود، مصالح مشترك آنان را بر منافع شخصى، گروهى و جناحى ترجيح دهيم، با اتحاد و اتفاق قولى و عملى بكوشيم تا ملت عزيزمان را از رنجها و مشقّتها برهانيم و در ظلّ قانون اساسى و قوانين موضوعه نظام، در راه پيشبرد كشورمان، همآهنگ و بيوقفه تلاش كنيم.
بىترديد براى عينيت بخشيدن به اين آرمانهاى ملى، در گام اول لازم است موانع اتحاد را شناسايى كنيم و راهكارهاى اتحاد ملى را عملى سازيم. به باور بنده مهمترين آنها عبارتاند از:
يكم ـ ناديده گرفتنِ تفاوتهاى قومى، زبانى، مذهبى، فكرى، سياسى، حزبى و جناحى در راه اهداف و مصالح ملى
بدون شك در كشور ما قوميتها و مذاهب گوناگون با زبانها و آداب و رسوم مختلف و نيز احزاب و گروههاى سياسى و فكرى با سليقههاى متفاوت، وجود دارد. وجود اين تفاوتها و گوناگونىها براى ملت ما باعث پيشرفت و سرفرازى بوده و هست، اما به اين شرط كه اهداف و منافع ملى به پاى تعصبّات قومى و حزبى، قربانى نشود. وحدت در صورتى محقق مىشود كه به اهداف بلند دينى و ملى بينديشيم و بر طبلِ اختلافات قومى و حزبى نكوبيم، چرا كه دشمن، گوش به زنگ شنيدن صداى جغد شوم تفرقه است. از اينرو ما بايد با هوشيارى و فداكارى، عوامل استكبار را مأيوس كنيم و در راه كاميابى مردم همچون شمع بسوزيم و نور بيفشانيم.
چو شمع سوز و بهر جمع، نور بخشى كن چو غنچه خون به دل و داغدار و خندان باش
اگر چه جمع شُدَت خاطر از پريشانى به فكر مردم صاحبدل و پريشان باش
اگر كه ميل بلندى توراست پستى كن چو آفتاب به ويرانه تاب و تابان باش
دوم ـ پرهيز از تخريب يكديگر
مسئوليت ديگر آحاد ملت اين است كه از انگ زدنها و مجادلههاى بىحاصلِ سياسى دست بردارند و به فكر ساختن ايرانى متمدن و پيشرفته باشند؛ چنانكه ملتهاى ژاپن، چين، امارات عربى و كرهجنوبى كه تا چند سال پيش در اقتصاد دنيا جاىگاهى نداشتند، در سايه انسجام ملى، همدلى، مديريت صحيح و جذب سرمايههاى خارجى، به توسعه چشمگيرى دست يافتند و بازارهاى جهانى را قبضه كردند.
ملت ما كه اكثر قريب به اتفاق آنها مسلمان و پيرو مذاهب الهياند، به حكم آيه «واعتصموا بحبل الله جميعاً و لا تفرقوا» بايد به ريسمان
الهى چنگ زده و تفرقه را كنار بگذارند. اگر از اهل كتابيم بدانيم كه پيامبران الهى مردم را به قسط و عدالت و مهربانى دعوت كردهاند، نه ظلم و تجاوز و خونريزى. اگر ملىگراييم به حكم علاقه به ملت، بايد اتحادمان را حفظ كنيم و يكديگر را دوست بداريم، چرا كه ايران بزرگ در راه آزادى و استقلال، شهداى بسيارى را تقديم اسلام و انقلاب نموده است، پس چرا خون شهيدان را پاس نداريم!؟
در ادبيات ما بيشتر از همه فرهنگها، بر وحدت و همدلى تأكيد شده است. به گفته سعدى:
بنيآدم اعضاى يكديگرند كه در آفرينش زيك گوهرند
چو عضوى به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
تو كز محنت ديگران بىغمى نشايد كه نامت نهند آدمى
با اين ديدگاه، همه افراد امت عضو يك پيكرند و بايد در غم و شادى يكديگر سهيم باشند و براى سعادت همگان تلاش كنند.
در هر صورت، كشور و ملت ما از نظر فرهنگى و نبوغ ذاتى، هرگز كمتر از ملل ديگر نيست. ايرانى هر كجا كه باشد نبوغ و استعداد خود را به نمايش مىگذارد. مهر و محبت ايرانىها عمومآ و مسلمانان ايرانىتبار خصوصآ، در تمام دنيا معروف است و تعهّد و وفادارى آنها زبانزد خاص و عام مىباشد. بنابر اين شايسته است كه صفوف خود را فشرده سازند و يكدل و يك جهت براى پيشرفت و تعالى كشورشان تصميم سازى كنند.
سوم ـ تقويت نگاه رحمتآميز كارگزاران به مردم
كارگزاران نظام ـ با تأسى به سيره رهبران اصلى انقلاب و با عنايت به اين پيام مبارك ـ بايد جنبه رحمانيت انقلاب را در ميان مردم تقويت كنند و از گفتن مطالب اختلافانگيز و اهانتبار به شخصيتهاى مقبول، جلوگيرى نمايند. رسالت و مسئوليت دستاندركاران دولت و حاكميت و نمايندگان مجلس شوراى اسلامى و دستگاههاى قضايى اين است كه در راه پياده كردن پيام مهم سياسى، اجتماعى، اخلاقى و دينىِ رهبر معظم انقلاب، برنامهريزى كنند و موانع قانونى و چالشهاى اجتماعى اتحاد ملى را از ميان بردارند و به همه گروهها با نگاه رأفت و رحمت بنگرند. هم چنان كه نبايد با كلمات تنش آفرين و عبارات زننده، جوّ عمومى را مخدوش سازند و خوراكى براى دشمنان و دوستان نادان فراهم آورند، چرا كه:
اگر زِباغ رعيت، ملك خورد سيبى برآرند غلامان او درخت از بيخ
بنابر اين كارگزاران بايد با تصويب قوانين مناسب و طرح لوايح وحدت بخش، همه مردم را به وحدت ملى و انسجام دينى فرا خوانند و خود در حوزه قدرت خويش، پيشگام ايجاد وحدت و همدلى شوند.
جمهورى اسلامى كه بارها و بارها در مقاطع مناسب و در صورت لزوم و با رعايت مصالح نظام ـ همچون رسول اكرم (ص) با فرياد «لا تثريب عليكم اليوم يغفر الله لكم و هو ارحم الراحمين» ـ زندانيان سياسى و غير سياسى را آزاد كرده و روزنامههاى توقيف شده را به عرصه
اطلاعرسانى برگردانده و به احزاب و گروههاى سياسىِ ممنوع از فعاليت در سايه رأفت عمومى فرصت دوبارهاى داده است، شايسته است اين رويه را براى تقويت وحدت و انسجام اسلامى همچنان ادامه دهد.
البته در اين راستا در گام نخست بايد قوانين مطبوعات شفاف گردد و جرايم حزبى و گروهى و سياسى و اقتصادى با مصاديق آنها روشن و مشخص شود و به تصويب برسد. خط قرمزها نيز بايد كاملاً معلوم گردد كه بهانهاى براى عبور از آنها براى هيچ حزب و گروه و مطبوعاتى باقى نماند.
تقويت نگاه رحمتآميز مسئولان، با بخشش و عفو عمومى متخلّفان بى غرض و فريب خوردگان، عينيت مىيابد. بدين منظور سعى شود دانشجويانى كه به دليل غرور جوانى و يا انگيزههاى جناحى، فريب خورده و به ناحق به اعتصاب دست زدهاند و از تحصيل محروم
شدهاند، با اعلام در رسانههاى عمومى و با ارسال نامه بخشودگى، بار ديگر به دانشگاه خود برگردند و براى جبران عقبماندگى تحصيلى آنها چارهجويى گردد و بالاخره با پيشنهاد قوه قضاييه و عفو عمومى مقام معظم رهبرى، حيات تازه و نشاط بياندازهاى در كالبد افراد جامعه دميده شود. همچنين كليه كسانى كه به دلايل صحيح و قانونى از فعاليت محروم شدهاند پس از عفو عمومى مقام معظم رهبرى، پرونده آنها پاكسازى شده و چيزى به نام «سوء پيشينه» در پرونده آنان باقى نماند. كسانى هم كه به دليل تخلفات ادارى و يا مسائل اخلاقى، از كار و تلاش محروم شدهاند در اين سال رحمت و محبت، عوارض محروميت آنها را بر طرف سازند تا آنان نيز مانند ساير شهروندان بتوانند از مزاياى جمهورى اسلامى بهرهمند گردند.
چهارم ـ جلوگيرى از شيطنتهاى عناصر مغرض
طبيعى است كه همواره عدهاى مغرض و سود جو از اتحاد و انسجام ملت ايران ناراضياند، به همين دليل مىكوشند با طرح موضوع قوميتها و مسائل عرب و عجم و ترك و بلوچ و... در صفوف يك پارچه ملت ايران رخنه كرده و تفرقه بيندازند. براى مقابله با اين توطئهها مسئولان فرهنگى بايد با برنامه حساب شده و مصوّبات لازم و بودجه كافى، اينگونه تبليغات را خنثى نمايند و در مدارس و دانشگاهها واحدهايى را در تبيين اين موضوعات پيشبينى كنند. البته علما و خطبا نبايد با طرح برخى از مسائل اختلافانگيز سنّى و شيعه، بهانه به دست وهابيت و ساير عناصر اختلاف افكن بدهند. آزادى تعليم زبان كردى، تركى، عربى، ارمنى و عبرى كه خواسته اقوام است و اجازه فعاليت داشتن مراكز عبادى ديگر مذاهب اسلامى، تا حدودى از چالشها مىكاهد و بهانهجويان را خلع سلاح مىكند.
پنجم ـ برخورد قانونى با قلم به دستان مزدور و تهمت زنندگان به شخصيتها
كسانى كه با احساس اتّكاى به قدرت به وسيله مقاله، كتاب و با تهمت و افترا در تخريب شخصيتها سهم به سزايى دارند بايد مطابق مقرّرات با آنها برخورد گردد. از آغاز انقلاب تاكنون عناصرى بوده و هستند كه شخصيتهاى نظام را ناجوانمردانه تخريب كرده و مىكنند، ولى با آنها برخورد قانونى و قضايى شايستهاى به عمل نيامده و نميآيد و فقط به تذكرات اخلاقى از ناحيه اشخاص و يا مطبوعات بسنده شده است.
به عقيده نگارنده، در سال اتحاد ملى بايد سرسختانه جلو اينگونه افراد گرفته شود. شايد در كشور ما يك تهمت زن و شايعهساز هنوز شلاق تعزير نخورده باشد؛ حداقل نگارنده سراغ ندارد، ليكن در سال انسجام اسلامى و اتحاد ملى، يك حركت قانونى ضرورى است تا همه مردم اميدوار و دلگرم شوند و امنيت حيثيتى را احساس كنند.
البته انسان جايز الخطاست، از اينرو نبايد خطاهاى كوچك و يا گذشته افراد را دستآويزى براى محروميت ابدى آنان از شركت در انتخابات و يا بازگشت به پست و مقام، قرار داد.
ما معتقديم خداى متعال، ستّار العيوب و غفّار الذنوب است، از اينرو دستاندركاران نظام اسلامى هم بايد مظهر ستّاريت و غفّاريت باشند. مگر امام راحل (ره) نفرمودند: «ملاك وضع و حال كنونى و فعلى افراد است». چه بسا افرادى كه خطاهايى در گذشته مرتكب شدهاند، ولى پس از تأمل و انديشه، نادم شده و عملا توبه كردهاند. در اين صورت چرا بايد باز هم محروميت بكشند؟
مرحوم امام (ره) با تمام شناختى كه از منافقين داشت ـ بر خلاف ميل اكثر زندان رفتههاى زمان شاه ـ به تقاضاى آنان براى يكبار هم كه شده پاسخ مثبت دادند و آنها را به حضور پذيرفتند تا فرصتى براى بازنگرى پيدا كرده و از مرحله سياست نفاقآلود به عرصه توحيد برگردند و حجّت بر آنها تمام شود. گرچه متأسفانه آنها بر نفاق خود افزودند و با ترور عزيزان اين مرز و بوم، چهره خود را سياه و سرنوشت خويش را در دنيا و آخرت تباه ساختند و به دامان ابرقدرتها و مزدوران خونخوار خود پناه بردند.
با اينكه ضرورى است متخلّفان بىغرض، بخشيده و عفو شوند، لكن بديهى است كه گروهها و دستههايى به طور اخص از عفو عمومى بىبهرهاند:
١ ـ گروهك منافقين كه عزيزترين افراد اين ملت را به خاك و خون كشيدند و هفتاد و دو تن از ياران امام و نمايندگان مجلس و رجايى و باهنر و بعضى از افراد بىگناه را شهيد كردند.
٢ ـ حزب توده و برخى از رهبران جبهه ملى كه به دليل خيانتها و جاسوسىها و رابطه با شوروى سابق، با بيگانگان پيمان خيانت بستند و به آرمان ملت ضربه زدند.
٣ ـ مفسدان اقتصادى كه ضربههاى سهمگينى بر اقتصاد ملت وارد ساختند و ثروتهاى باد آورده براى خود انباشتند.
٤ ـ سارقان مسلّح و قاچاقچيان و سوداگران مرگ كه حرث و نسل اين مرز و بوم را نابود نموده و بسيارى از جوانان را به تباهى كشاندند.
٥ ـ جلّادان و بازجوهاى ساواك و دستاندركاران شاه معدوم كه مملكت را ويران و آزادىخواهان را شهيد كردند و يا تا سر حدّ مرگ شكنجه نمودند.
ضرورت وحدت ملى در مقطع كنونى
انگيزه نامگذارى امسال به سال «اتحاد ملى و انسجام اسلامى»، بدون شك براى شعار دادن و تزيين سال جديد نبوده و نيست، بلكه علل و عوامل مهم سياسى و اجتماعى بسيارى ايجاب كرده كه سال ١٣٨٦ به اين نام انتخاب شود، چرا كه امت ايران اسلامى در اين مقطع حساس و شرايط ويژه تاريخى بيش از هر زمان ديگرى به انسجام داخلى و اتحاد ملى نياز دارد، زيرا عوامل استكبار جهانى به بهانههاى گوناگون مانند انرژى هستهاى و اتهام دخالت ايران در عراق و لبنان عليه مردم مسلمان ايران توطئه چينى مىكند و هر از چند گاهى به تحريمهاى بينالمللى و تهديدهاى نظامى دست ميزند.
در سايه وحدت همگانى است كه مىتوان جنگ روانى و نقشههاى دشمنان را خنثى كرد و سردمداران استكبار به ويژه آمريكا را از تصميمات خطرناك منصرف نمود، چرا كه اعلام وحدت ملى براى آنان بسيار تلخ و ناگوار است. دشمنان خوش خيال گمان مىكنند كه با به راه انداختن جنگ روانى توانستهاند بسيارى از فرهيختگان و دانشجويان و بعضآ مردم و علماى دين را از نظام جدا كنند و اگر حمله نظامى يا هجمه فرهنگى را به كار گيرند جواب خواهد داد. غافل از اينكه ويژگى ملت ايران و مسلمانان جهان اين است كه در موقعيتهاى حساس و سرنوشتساز، اختلافات را كنار گذاشته و انسجام بىسابقهاى پيدا مىكنند.
در زمان عبدالملك مروان، به دلايلى چند اختلاف داخلى بين مسلمانان به وجود آمده بود. امپراتور رم تصميم گرفت از اين تضاد داخلى سوء استفاده كند و به اصطلاح از آب گلآلود ماهى بگيرد. به همين دليل با وزيرانش مشورت كرد تا لشكرى مجهّز آماده سازد و به طور غير منتظره به مسلمانان يورش آورد. همه حاضران در جلسه بر اين امر نيز رأى مثبت دادند، ولى يكى از افراد نخبه و با تجربه و پيشكسوت به اين تصميم رأى نداد. جمعى از رأى دهندگان، دليل آن را پرسيدند، اما او از جواب دادن امتناع ورزيد تا اينكه پس از اصرار زياد گفت: تجربه براى من روشن كرده است كه مسلمانها گرچه گرفتار اختلاف داخلى هستند اما اگر احساس كنند كه دشمن خارجى به آنها حملهور شده، بلافاصله متحد مىشوند و از كشور و ميهن خود دفاع مىكنند.
جان گرگان و سگان از هم جداست متّحد جانهاى شيران خداست
در هر صورت، به يمن سال اتحاد ملى و انسجام اسلامى بايد تمام افراد مملكت، به ويژه مسئولين محترم به نداى رهبر معظم انقلاب، پاسخ مثبت داده، طرح و برنامهاى وسيع و دقيق براى تحقق انسجام همگانى فراهم سازند و گامهاى برجسته و حساب شدهاى بردارند. رسانههاى گروهى و راديو و تلويزيون هم برنامههاى متنوع و كارسازى را اجرا نمايند تا پيوندهاى اجتماعى را تقويت كنند. روزنامهها سعى كنند به افراد و شخصيتها و سرمايههاى مملكت، انگ جاسوسى و سياسى و اخلاقى نزنند، چرا كه افشاگرىهاى حساب نشده نه تنها ثمرهاى ندارد، بلكه ممكن است پيآمدهاى ناگوارى نيز داشته باشد.
وانگهى، اگر مطبوعات فتيله انتقاد را پايين نكشند و دستاندركاران فرهنگى بىتفاوت بمانند، بايد مطمئن باشيم كه شعار «اتحاد ملى و انسجام اسلامى» در حوزه اذهان و در قالب عكس و تابلو و گفتار و نوشتار باقى مانده، مفهوم واقعى خود را از دست خواهد داد و در نتيجه ملت ايران از اين فرصت تاريخى و فيض اين پيام، بىبهره خواهند ماند.
پايان اين مقال را با شعرى زيبا از اقبال لاهورى به پايان مىبريم:
اى غنچه خوابيده چو نرگس نگران خيز كاشانه ما رفت به تاراج غمان، خيز
از ناله مرغ سحر از بانگ اذان خيز از گرمى هنگامه آتش نفسان خيز
از خواب گران، خواب گران، خواب گران خيز، از خواب گران خيز
اين نكته گشاينده اسرار نهان است ملك است تن خاكى و دين روح و روان است
جان زنده و تن زنده زبسطِ تن و جان است با خرقه و سجاده و شمشير و سنان خيز
از خواب گران، خواب گران، خواب گران خيز، از خواب گران خيز
ناموس ازل را تو امينى تو امينى داراى جهان را تو يسارى تو يمينى
اى بنده خاكى تو زمانى تو زمينى صهباى يقين در كِش و از دير گمان خيز
از خواب گران، خواب گران، خواب گران خيز، از خواب گران خيز
فرياد ز افرنگ و دلآويزى افرنگ فرياد زشيرينى و پرويزى افرنگ
عالَم همه ويرانه زچنگيزى افرنگ معمار حرم باز به تعمير جهان خيز
از خواب گران، خواب گران، خواب گران خيز، از خواب گران خيز